فريد الدين العطار النيسابوري

395

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

چون روايى دارد آنجا اشك و آه * بنده دارد اين متاع آن جايگاه پاك كن از آه صحنِ جانِ من * پس بشوى از اشكِ من ديوان من . [ مىروم گم راه ره نايافته * دل چو ديوان جز سيه نايافته رهنمايم باش و ديوانم بشوى * از دو عالم تختهء جانم بشوى بى نهايت دردِ دل دارم ز تو * جان اگر دارم خجل دارم ز تو عمر در اندوهِ تو بردم به سر * كاشكى بوديم صد عمر دگر تا در اندوهت به سر مىبردمى * هر زمان دردى دگر مىبُردمى مانده‌ام از دستِ خود در صد زحير * دستِ من اى دستگيرِ من تو گير . الحكاية و التمثيل